حسن بيگلرى
174
سر البيان في علم القرآن ( فارسى )
نداشته مجرد صوت هستند آنها را حروف جوفى يا هوائى نيز ناميدهاند . 9 - غنّة ( بضم اول و فتح ثانى ) : آوازى است كه از زبان كوچك و بينى خارج ميگردد و انداختن صدا را در بينى غنّة گويند . حروف غنّوى عبارتند از ميم ساكنه و نون ساكنه و تنوين كه در حال اخفاء يا ادغام از انتهاى خيشوم ( بفتح اول يعنى درون بينى ) ادا مىشود و در اينحالت ، مخرج حروف مزبور از مخرج اصلى آنها تحولى پيدا مىكند مانند : لَكُمُ بِها - لِما - مَنْ جاءَ - مَنْ يَشاءُ - جَنَّاتٍ تَجْرِي - محمّد و ال محمّد 10 - بحّة ( بضم باء و فتح و تشديد حاء بر وزن غدّة ) : به معناى خشونت و غلظت صدا است و حاء را مبحوحة نامند چه در اداى آن ، غلظت و فشردگى در حلق پديد آيد و در صورت عدم رعايت اين صفت ، مشتبه بههاى هوز ( ه ) گردد و به همين سبب برخى آن را حرف مضغوطه نيز گفتهاند مانند : الْحَمْدُ - أَحَدٍ - الرَّحْمنِ 11 - خرورة ( بفتح اول و چهارم ) : يعنى گرفتگى صوت و خاء را مخرورة گويند زيرا هنگام تلفظ آن ، آوازى شبيه بصداى كسى كه حلقش گرفته باشد شنيده مىشود و صداى خر خر كردن گربه را خرور گويند مانند : أَخٌ - خالِقُ 12 - نبر ( بفتح اول و سكون دوم ) : يعنى بلند كردن صدا پس از پستى آن و همزه را منبورة نامند زيرا بلندترين حروف يعنى دورترين آنها از حيث مخرج مىباشد و از حروف مجهوره و شديده و مصمته است كه مانع جريان نفس گرديده و به بلندى و شدّت و سنگينى ادا ميگردد و به همين سبب آن را اثقل الحروف گويند و اين صفت ، بيشتر در حال سكون عارض آن مىشود و بعضى آن را تسهيل نموده سهل و آسان ادا مينمايند و بهتر آنست كه در حال سكون با تحقيق ادا شود مانند يَشاءُ - أَنْباءِ - أَنْبِئْهُمْ